شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

371

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

" ذكر پادشاهى جمشيد و قضاياى او " ( * 1 ) - اتفاق اهل تاريخ چنان است كه جمشيد برادرزاده طهمورث بود ، در تاريخ بلعمى آمده : " گويند برادر طهمورث بود و گروهى گويند كه خويش او بود " . ص 21 در شاهنامه كهن به خويشاوندى و يا برادرى طهمورث و جمشيد اشاره‌اى نشده است . ( * 2 ) - كسواد العين فى بياضها : همانند سياهى چشم در سفيدى آن . ( * 3 ) - كالنّقطة على الخطّ : مانند نقطه بر خط و خال بر چهره . ( * 4 ) - صرامت : دليرى ، جرأت ، مردانگى . ( * 5 ) - وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي : و من به لطف خود از تو بر دلهاى ( دشمن و دوست ، فرعون و ديگران ) محبت افكندم . بخشى از آيه 39 سوره 20 ( طه ) . ( * 6 ) - حدث يوقّره الحجى . . . : جوانى است كه خرد ، سنگينى و آهستگى به او مىدهد ( او را موقر كرده است ) ، چنان كه گويى وقار را از پير كامل گرفته است . او همتهايى دارد كه بزرگى آن را پايانى نيست و كوچكترين همتش ، بزرگتر از روزگار است . كف ( بخششگر ) او چنان است كه اگر يك دهم بخشش آن بر خشكى فرود آيد ، خشكى از دريا پرآب‌تر خواهد شد . ( بخشنده‌تر خواهد شد ) . ( * 1 / 6 ) - اصطخر : استخر ، يكى از بزرگترين شهرهاى فارس در دوران قبل از اسلام و بعد از آن . قلعه استخر از قلاع معروف تاريخى است كه در انتهاى شمال غربى جلگه مرودشت قرار دارد . ( * 2 / 6 ) - خفرك : يكى از دهستانهاى بخش زرقان شهرستان شيراز . ( * 3 / 6 ) - رامجرد : يكى از دهستانهاى بخش اردكان شهرستان شيراز . ( * 7 ) - اعمده دور : اعمده : جمع عمود ، ستونها . دور : به ضم اول ، جمع دار ، خانه .